به همراز خوش آمدید ...

رابطه پدر و دختر از گذشته تا ... ( طنـــــــــــــــــــــــز )

سال 1230

مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم... زن: آقا حالا یه غلطی کرد ، شما بگذر؛ نامحرم که خونمون نبوده، حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده... مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره؛ نخیر نمی شه باید بکشمش... بالاخره با صحبت های زن ، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه!!!

سال 1280

مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه؛ یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی، تو غلط می کنی، تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده، حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشین، یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورده، دیگه از این مارک شکر نمی خوره، قول میده... مرد( با نعره حمله می کنه طرف دخترش ): من باید بکشمت، تا نکشمت آروم نمی شم، خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت... بالاخره با صحبت های زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه!!!

سال 1330

مرد: چی؟؟؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ ببری؟ فاسد شدی برا من؟؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم... زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین، خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ... مرد: چی می گی ززززززن؟؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فساد و بیگیرم؛ یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی... بالاخره با صحبت های زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه!!!

سال 1380

مرد: کجا؟؟؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟؟؟ می کشمت؛ من... تو رو... می کشم... زن: ای آقاُ، خودتو ناراحت نکن بابا، الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا). مرد: من... اینطوری نیستم، دختر لااقل یه کم اون شلوار و پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه؛ نه... نه... نمی خواد، بدتر شد، همون بالا ببندیش بهتره...

سال 1400

دختر: چی؟؟؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین، همین که گفتم، من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام، میخوای بری بیرون پیاده برو... باباهه: جیکش در نمی یاد... زن: دخترم، حالا بابات یه غلطی کرد؛ تو اعصاب خودتو خراب نکن، لاک ناخنت می پره، آروم باش عزیزم ، رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ!!! مامی، بابام قول می ده دیگه از این حرفا نزنه... بالاخره با صحبت های زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه!!! اگر کسی به تو لبخند نمیزند ، علت را در لبان بسته خود جستجو کن ...!

 

این مطلب توسط مهسا  روز جمعه 14 مرداد 1390 در ساعت 16:33 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


چای خواستگاری


یك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.

پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال پلنگی ها میری توی غار طرف.بلند داد می زنی:هاكومبازانومبا(یعنی من موقع زنمه)
بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن:از خودت غار داری؟دایناسور آخرین مدل داری؟بلدی كروكدیل شكار كنی؟خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟بعد عروس خانم كه اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی كه از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.

دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزی را آموخته.وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می كنی با دیدن یه دختر متوجه میشی كه باید ازدواج كنی.برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری .اونجا از تو می پرسند:جز خوت كه اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟چند متر زمین داری؟چند تا خوشه گندم برداشت می كنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با كوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینكه نشون بدی خیلی هول شدید تمام كوزه رو روی سرتون خالی می كنید.

ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید كه باید ازدواج كنید و از مادرتان می خواهید كه دختری را برایتان انتخاب كند.در اینجا اصلا نیازی نیست كه شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه كافی فرصت برای شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چای ریزون كماكان پا بر جاست.

هم اكنون:
به دلیل پیشرفت تكنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید.البته از"ام اس ان" یا "آی سی كیو"هم می توانید استفاده كنید ولی انها آیكنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند . پس از نصب یاهو مسنجر به یك روم شلوغ رفته هر اسمی كه به نظرتان زیباست "اد" می كنید و با استفاده از آیكنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید . البته یاهو قول داده كه نسخه جدید دارای امكانات ازدواج و زندگی مشترك نیز باشد!

 

این مطلب توسط مهسا  روز دوشنبه 6 اردیبهشت 1389 در ساعت 00:47 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


کجایی؟

کجایی؟
برفی است هوای نوشته هایم.
تنهایی ام را با این سیاهی کلام فریاد میزنم …
تنهایم مثل ثانیه های تکرار ناشدنی… مثل میوه های درخت پژمرده باغ متروک…
دیگر کجایی تا ببینی بی تو حتی جوهر خوابهایم هم رنگی ندارد.
در سکوت تنهایی، طوفانیم… طوفانی که هیچ رگباری دست و دلم را به آرامش دعوت نمیکند.
بارانیم مثل هوای چشمان غرور پیچک شکسته به دست باد…
عاصیم مثل بغض به هنگام فریاد. مثل پنجره های خاموشی به وقت چشم انتظاری باران…… آخر کجایی؟
کجایی؟ دلم تنگ است. دل تنگ مثل سنگ صبور به وقت تکه شدن به دست سنگینی نشئه مرگ…
با تمام تنهایی و بارانی و طوفانی و عصیان باز هم منتظرم،
منتظر یک لحظه از نگاه بودن در نبض نگاه تو. کجایی؟
بغض این قلم… باز نمیشود.
کجایی؟
دلم تنگ است….


 

 

 

 

 

این مطلب توسط مهسا  روز سه شنبه 31 فروردین 1389 در ساعت 23:33 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید ...

اگرپسری بر ضد دخترها حرفی زد بدونید

ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!


حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!


تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند !


تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!


توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره


تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش


از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه


می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه


می بینه خیلی از مردا و پسرای اطرافش (وحتی خودش) حاضرند با اشاره یه خانم همه چی شونو فدا کنند اون وقته که یه جاش به شدت میسوزه






آنگاهکه بادستانت واژه عشق را برقلبم نوشتی سواد

نداشتم ، اما

به دستنانت اعتماد داشتم. حال سواد دارم اما دیگر

به چشمان خود اعتماد

ندارم.


 

این مطلب توسط مهسا  روز چهارشنبه 26 اسفند 1388 در ساعت 00:35 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


چطوری می فهمی که الان در سال 2010 هستی؟


1 یهو نگاه میکنی می بینی خانوادت که 3 نفر بیشتر نیستن 5 خط موبایل دارن

 2 واسه همکارت ایمیل میفرستی،در حالیکه میز بغل دستی تو نشسته

 3 رابطت با اقوام و دوستانی که ایمیل ندارن کمتر و کمتر میشه تا به حد صفر برسه  

 4 ماشینت رو جلوی در خونه پارک میکنی بعدش با موبایلت زنگ میزنی خونه که بیان کمک چیزایی رو که خریدی ببرن داخل

 5 هر آگهی تلویزیونی یه آدرس اینترنتی هم داره

6 وقتی خونه رو بدون موبایلت ترک میکنی،استرس همه وجودت رو میگیره و با سرعت برمیگردی که موبایلت رو برداری، بدون توجه به اینکه 20-30 سال از عمرت رو بدون موبایل گذروندی
 
8 صبحها قبل از خوردن صبحونه اولین کاری که میکنی سر زدن به اینترنت و چک کردن ایمیله

9 الان در حالیکه این ایمیل رو میخونی،سرت رو تکون میدی و لبخند میزنی
 
10 اینقدر سرگرم خوندن این ایمیل بودی که حتی متوجه نشدی این لیست شماره 7 نداره
 
11 الان دوباره برگشتی بالا که چک کنی شماره 7 رو داشته یا نه

12 و من مطمئنم که اگه دوباره برگردی بالاحتماً شماره 7 رو پیداش میکنی،بخاطر اینکه خوب بهش توجه نکردی

13 دوباره برمیگردی بالا ولی شماره 7 رو پیدا نمیکنی،خوب من شوخی کردم ولی نشون میده که تو به خودت هم اعتماد نداری و هرچی بقیه میگن باور میکنی. سال 2010 خوش بگذره
!

 

این مطلب توسط مهسا  روز چهارشنبه 26 اسفند 1388 در ساعت 00:31 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


چگونگی بیچاره کردن بیل گیتس !


1- بیل گیتس در هر ثانیه ۲۵۰ دلار آمریکا درامد داره، یعنی ۲۰ میلیون دلار در روز و ۸/۷ میلیارد دلار در سال!

۲- اگر ۱۰۰۰ دلار از دست وی بر زمین بیوفته به خودش این دردسر رو نمیده که برش داره، چون در ۴ ثانیه ای که برداشتنش طول میکشه، این پول عایدش شده!

۳- آمریکا در حدود ۶۲/۵ هزار میلیارد دلار بدهی داره و بیل گیتس به تنهایی میتونه ظرف ۱۰ سال تمام بدهی آمریکا را بازپرداخت کنه!

۴- او میتونه نفری ۱۵ دلار به همه جمعیت جهان بده و باز هم ۵ میلیون دلار در جیبش باقی خواهد ماند!

۵- اگر مایکل جردن یعنی گرانترین ورزشکار آمریکایی هیچ غذا و آبی نخوره و همه ۳۰ میلیون دلار درامد سالانه اش رو پس انداز کنه، ۲۲۷ سال طول خواهد کشید تا به ثروتمندی بیل گیتس بشه!

۶- اگر بیل گیتس رو به صورت یک کشور تصور کنیم، ۳۷ مین کشور ثروتمند جهان میشه! یا به تنهایی درامدی برابر سیزدهمین کمپانی عظیم آمریکایی خواهد داشت، حتی بیشتر از آی بی ام!

۷- اگر همه ثروت بیل گیتس رو تبدیل به یک دلاری کنیم ، میشه جاده ای از ماه تا زمین باهاش کشید که ۱۴ بار رفته و برگشته! ولی ساخت این جاده، ۱۴۰۰ سال طول خواهد کشید و ۷۱۳ بوئینگ ۷۴۷ باید برای جابجایی این پول ها پرواز کنند.

۸- بیل گیتس امسال ۴۰ ساله میشه. اگر فرض رو بر این بگیریم که هنوز ۳۵ سال دیگه هم زنده خواهد بود، میتونه روزی ۷۸/۶ میلیون دلار خرج کنه قبل از اینکه به بهشت بره!

۹- اما اگر کاربران ویندوزهای مایکروسافت بتونن بابت هرباری که کامپیوترشون هنگ میکنه، یک دلار از بیل گیتس خسارت بگیرن، وی تنها در ۳ سال ورش

کست خواهد شد! حالا ببین چه خبره؟
 

این مطلب توسط مهسا  روز شنبه 22 اسفند 1388 در ساعت 00:24 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


راههایی برای سادیسمی کردن شوهر!(لطفاًکیف وچمدان خودر ادردسترس نگه دارید)



بانوان بخوانند !!!فقط !!

. دائما به شوهرتان بگویید :
ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !
. غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید
و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید :
اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !
. هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید :
اِ ، باغچه همسایه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!
. هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ،
به طرز فجیعی از ته حلق بگویید :
هوووووووووووووووووق !
. هر وقت مادر شوهرتان منزل شما دعوت بود ،
به او محل نگذارید و بروید توی اتاقتان روزنامه بخوانید !
هر وقت دیدید شوهرتان مشغول تماشای مسابقه فوتبال می باشد ،
به بهانه تماشای عمو پورنگ ، سریع کانال را عوض نمایید !
دائماً در حضور شوهرتان ،
از عرضه و توانایی های مردان دیگر تعریف کنید !
برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید
که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی
و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده !
اگه شوهرتان با کلی قرض و قوله و وام گرفتن ،
برای کادوی تولدتان یک عدد پژو 206 آلبالویی خرید ،
با دلخوری بگویید :
اگه با خواستگار قبلیم ازدواج می کردم
حتما برام یه ماکسیما می خرید !
هر وقت دیدید که شوهرتان با خیال راحت خوابیده است ،
برای ضد حال زدن به او بگویید :
عزیزم میدونی اگه الان مهریم رو مطالبه کنم
باید بری گوشه زندان بخوابی ؟!
هر 5 دقیقه یکبار به محل کار شوهرتان زنگ بزنید و بگویید :
عزیزم فقط می خواستم مطمئن بشم که تلفنت
مشغول نیست و حواست جمع کارته !
هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید :
عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که
در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !
از همسرتان معنای عشق را بپرسید
و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد
و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید :
ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !
هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت
و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ،
سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند
که این راز به گوشش نرسد !
و هر وقت به دلیل عمل به توصیه های بالا ،
شوهرتان تصمیم به طلاق دادن شما گرفت ،
با توجه به قحطی شوهر در جامعه ،
با چشمانی پر از اشک به او بگویید :
منو ببخش عزیزم.
و بعد از اینکه کاملا خر شد ،
عمل به توصیه های بالا را از نو تکرار نمایید !!!

 

این مطلب توسط مهسا  روز شنبه 15 اسفند 1388 در ساعت 11:59 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


تو رادوست ندارم!

تو رادوست ندارم نه دوستت ندارم!

اما هنگامی که نیستی

غمگینم!

تو رادوست ندارم!

امانمیدانم چرا....

آنچه میکنی در نظرم بی همتا جلوه میکند!

وبارهادر تنهایی از خود پرسیده ام

چرا آنهایی که دوستشان دارم

بیشترشبیه تو نیستند...

تو رادوست ندارم!

اماهنگامی که نیستی

از هرصدایی بیزارم


حتی اگر صدای آنانی باشد که دوستشان دارم

زیراصدای آنها

طنین آهنگین صدایت را در گوشم میشکنند!

تو رادوست ندارم!

اماچشمان گویایت

بیش ازهر چشم دیگری بین من و آسمان آبی قرار میگیرد...

آه میدانم که دوستت ندارم

اماافسوس دیگران دل ساده ام را

کمترباور دارند

و چه بسا به هنگام گذر

میبینم که بر من میخندند

زیرا آشکارا مینگرند

نگاهم به دنبال توست...

 

این مطلب توسط مهسا  روز دوشنبه 10 اسفند 1388 در ساعت 00:37 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


آقایون چکار میکنن، خانوما چکار؟

آقایون

* تمامی آقایون شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند

* در حالـی که شدیداً گرفتار کار و بیزنس خودشون هستند، ولی در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند.

* در حالـی که در هر صورت وقت واسه خانوم ها دارند، ولی اون ها رو به حساب نمی آرن.

* در حالی که اون هارو به حساب نمی آرن، ولی همیشه یکی تو دست و بالشون هست.

* در حالی که همیشه یکی تو دست و با لشون هست،ولی بازم شانسشون رو روی تور کردن بقیه خانوم ها امتحان می کنن.

* در حالی که شانس شونو روی بقیه خانوم ها امتحان می کنن،ولی دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه.

* در حالی که دستپاچه می شن وقتی زنی ترکشون می کنه، ولی بازم درس عبرت نمی گیرن وهنوز هم می خوان شانس شون رو روی بقیه خانوم ها امتحان کنند.(نمی دونن شانس فقط یک بار در خونهً آدمو میزنه)

و اما خانوما

* برای بیشتر خانوم ها مهم ترین مسئله ،امنیت مالی است.

* با این که امنیت مالی برایشان بسیار مهم است،ولی باز هم بیرون می رن و لباس های گرون قیمت می خرن.

* با این که همیشه لباس های گرون قیمت می خرن،ولی مدام میگن که چیزی ندارن بپوشن.

* با این که می گن چیزی ندارن بپوشن، ولی همیشه هم قشنگ و شیک لباس می پوشن.

* با این که همیشه قشنگ و شیک لباس می پوشن،ولی می گن لباس هام دیگه کهنه و درب و داغونه.

* با این که میگن که لباس هاشون کهنه و درب و داغونه،ولی انتظار دارن که شما همیشه از تیپ شون تعریف کنید.

* با این که همیشه انتظار دارن ازتیپ شون تعریف کنید، ولی وقتی هم شما این کار رو می کنین...حرف هاتونو باور نمی کنن.(می فهمن که داری مخ شونو می زنی)


حالا كار كدومشون بدترههههههههههه؟
 

این مطلب توسط مهسا  روز پنجشنبه 29 بهمن 1388 در ساعت 09:54 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


پیش بینى هیتلر سه ماه قبل از خودکشى

پنجم فوریه 1945 هیتلر در پناهگاه زیر زمینى خود پس از این که شنید واحدهاى ارتش سرخ به حومه برلین رسیده اند و مدافعان پایتخت رایش عمدتا نوجوانان 14 تا 18 ساله و نظامیان بازنشسته هستند که داوطلبانه به خدمت بازگشته اند، همکاران نزدیکش را فراخواند و خطاب به آنان گفت: «نتیجه جنگ تقریبا معلوم است؛ ما نظم جهانی پیشین را تغییر دادیم، انگلستان و فرانسه از صورت دو قدرت دیکته گر خارج شده‌اند و راه بازگشت به آن مقام را نخواهند داشت و با خروج آنها از صحنه چینیان و هندیان دارای حاکمیت ملی خواهند شد و سرنوشت خودرا به دست خواهند گرفت.»

هیتلر همچنین گفت: «جهان [با رفتن آلمان از صحنه] دارای دو قدرت خواهد شد؛ روسیه و امریکا که از ظرفیت معارضه با یکدیگر برخوردار هستند. معارضه این دو نیرو به علت متضاد بودن هدف‌هایشان اجتناب ناپذیر خواهد بود. تا هنگامى که این معارضه ادامه داشته باشد و یکى از دو طرف از صحنه خارج نشود سایر ملل از یک آرامش نسبى برخوردار خواهند بود و متناسب با هوش و سرعت انتقال سران خود که چگونه از وضعیت سیاسی روز و رقابت آن دو قدرت استفاده کنند به پیشرفت ادامه خواهند داد.»


وی سپس پیش بینی کرد که دو قدرت [مسکو و واشنگتن] به ساخت اتحادیه های سیاسی ـ نظامی برای درگیری و راه‌بندی دست خواهند زد. منطق قدرت حکم می‌کند که دیر یا زود یکی از دو قدرت از میان برود. روزى که یکى از این دو قدرت در صحنه نباشد، جهان دچار نااطمینانی و یک وضعیت بحرانى و نامطلوب خواهد شد و این شرایط به پیدایش قدرت های تازه کمک خواهد کرد و نظمى نوین درجهان برقرار خواهد شد. جنگ افزارهای نوین که ما [آلمانی ها] طراح آنها بوده‌ایم تکمیل خواهند شد و چون دارای توان ویرانگری و کشتار فراوان خواهند بود؛ جنگ دیگری مشابه جنگ جاری (جهانی دوم) و جنگ 1914 ـ 1918 رخ نخواهد داد، جنگ‌های آینده محدود و منطقه‌ای خواهند بود.


هیتلر همچنین گفته بود که آلمان حق داشت در سال 1939 به لهستان نیرو بفرستد زیرا نمی توانست بیش از آن تجزیه وطن را تحمل کند که قرارداد ورسای آن را به ملت آلمان تحمیل کرده بود و دولت‌های لندن و پاریس بازگردانیدن اراضی ازدست رفته آلمان را بهانه جنگ قراردادند ـ جنگی که ما نهایت تلاش خود را کردیم تا روی ندهد.


هیتلر همچنین درباره نقش امریکا در جنگ گفت: «ما درصدد جنگ با امریکا نبودیم، با این دولت روابط حسنه داشتیم و پیرامون مسائل تبادل نظر می کردیم. سیاست این دولت ایجاب کرد که برضد ما که با هم مناسبات دوستانه داشتیم وارد جنگ شود.»


این اظهارات هیتلر ـ نزدیک به سه ماه پیش از خودکشی او ـ توسط منشی‌اش که درجلسه حضور داشت در "دفتر ویژه بیانات پیشوا" درج شده بود که چهارسال بعد از آن به دست مورخان افتاد. هنوز به درستی معلوم نشده است که آخرین جلد دفتر بیانات پیشوا چگونه از دسترس سربازان ارتش سرخ خارج شده بود که ضمن تصرف برلین وارد پناهگاه هیتلر شده و جنازه او و معشوقه‌اش را به دست آورده بودند.

مرور زمان نشان داد که پیش بینی آن روز هیتلر عینا به واقعیت پیوسته است.

 

این مطلب توسط مهسا  روز سه شنبه 27 بهمن 1388 در ساعت 18:11 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


وقتی دختر ها و پسر ها دور هم خلوت می کنند
وقتی پسرا دور هم خلوت میکنند ؟

- ای رامین بدبخت دلت بسوزه همون دختری که به تو نخ نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم


- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه راه میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم


- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره


- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... امشب خونمون بعله برونه ..امشب خونمون عشق و جنونه ...

- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم



وقتی دخترا دور هم خلوت میکنند ؟



- وای این انگشتر رو کی خریده ؟ چقدر قشنگه !!!!!


- وای الهام جون نبودی امروز من با اون پسره قرار داشتم . اینقدر با هم حرف زدیم . حتی اسم بچه هامون هم انتخاب کردیم


- من خیلی دلم میخواد آی دی این پسره رو بدست بیارم تا باهاش چت کنم .


- امروز یه پسره خوشتیپ و با کلاس توی دانشگاهمون اومده بود . هر چی عشوه و ناز کردم براش تحویلم نگرفت . مگه من خوشکل نیستم


- سارا دیدی چه پسره مودبی توی فروشگاه بود . حتی توی صورتمون هم نگاه نکرد . خیلی پسره سر به زیری بود من که دلم پیشش گیر کرده


- مینا دختر با خودت چیکار کردی . چرا این همه چاق شدی . حالا باید بری بدن سازی اندامت رو بسوزونی تا این لباسهای تنگی که گرفتی اندازه ی تنت بشه


- راستی شیلا امشب میایی خونه ی ما . امشب جشن تولد منه . حتما بیا . چون میخواهیم کلی برقصیم

 

این مطلب توسط مهسا  روز جمعه 23 بهمن 1388 در ساعت 13:57 نوشته شد | ارسال به ارسال به 100 درجه کلوب دات کام | نظرات()


تعداد صفحات
1 -  2 -  3 -  4 -  5 -  6 -  7 - 
تعداد کل : 7 تا
لینک باکس

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic